چرا دیکر ترا ای عاشق بی سر نمی بینمکجا رفتی عزیز دل تو را دیگر نمی بینمشدم مجنون و آواره برای دیدن رویتولیکن من تو را ای سبط پیغبر نمی بینمترا ای مظهر آزادگی من دوستت دارمچرا دیگر تو را با ساقی کوثر نمی بینمدلم از این مصیبت روز و شب اه و فغان داردتو را ای یادگار حضرت حیدر نمی بینمسفر کردی بدون شیعیان از عالم خاکیشنیدم من تو را تا عالم محشر نمی بینمتمام این جهان نام تو را دارد به لب یاراچرا دیگر تو را ای ماه خوش منظر نمی بینممکن با قلب بیمارم چنین ای ماه تابانممگر دیگر ترا را تا لحظه ی آخر نمی بینمبجان مادرت زهرا جهان چشم انتظار توستتو را ای نازنین بی یار و بی یاور نمی بینمدرون خاک ایران من بسی مختار می بینمچرا دیگر تو را در مسند داور نمی بینمبیا بر جسم و جان مردم ایران حکومت کنکه من عالم تر از تو مرد نام آور نمی بینمتو با آب گورا سیر کردی دشمنانت راولی مثل خودت لب تشنه ی خنجر نمی بینمتمام عمر من در پای شعر و شاعری کم شدولی من مثل تو شاعر سر منبر نمی بینمزمین درحسرت دیدار تو بی وقفه می سوزدولی من حضرتت را با دو چشم تر نمی بینمکیان و حضرت مختار ابراهیم هم داریمبیا جز تو برای این سران سرور نمی بینمبیا ایران زمین نام تو را آواز می خواندتو را من از علی مرتض کمتر نمی بینمبیا ای سرورم تو سرور خوبان عالم باشاگرچه سر نداری من تورا بی سر نمی بینم نوشته ش بهاردلها...
ما را در سایت بهاردلها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1396 ساعت: 23:59